تبلیغات
** نگاه ** - مطالب طنز
** نگاه **
آزادی را فقط در مجسمه ی آن یافتم.((ژان ژاک روسو))

لینکدونی

آرشیو موضوعی

آرشیو

لینکستان

صفحات جانبی

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

" حرف مفت "

وقتی ناصر الدین شاه دستگاه تلگراف را به ایران آورد و در تهران نخستین تلگرافخانه افتتاح شد. مردم به این دستگاه تازه بی اعتماد بودند، برای همین، سلطان صاحبقران اجازه داد که مردم یکی-دو روزی پیام های خود را رایگان به شهر های دیگر بفرستند. وزیر تلگراف استدلال کرده بود که ایرانی ها ضرب المثلی دارند که می گوید "مفت باشد. کوفت باشد". یعنی هر چه که مفت باشد مردم از آن استقبال می کنند. همین طور هم شد. مردم کم کم و با ترس برای فرستادن پیام هایشان راهی تلگرافخانه شدند. دولت وقت، چند روزی را به این منوال گذراند و وقتی که تلگرافخانه جا افتاد و دیگر کسی تلگرافخانه را به شعبده و جادو مرتبط نکرد مخبر الدوله دستور داد بر سردر تلگرافخانه نوشتند:"از امروز حرف مفت قبول نمی شود."
اینطور بود که "حرف مفت" از آن زمان به زبان پارسی راه پیدا کرد.

یک زن موتور سوار در خیابانهای تهران !

یک زن موتور سوار در خیابانهای تهران + عکس

خوردن گوجه فرنگی حرام اعلام شد !!!


یک گروه در مصر که به گروه اتحادیه اسلامی مردم مصر مشهور است، ادعا نمود که گوجه فرنگی مسیحی است، بنابراین خوردن آن برای مسلمانان حرام است.
 این گروه با جای دادن به عکسی از گوجه فرنگی در صفحه فیس بوک خود در پایین این عکس چنین نوشت:
گوجه فرنگی مسیحی است. چرا که وقتی گوجه فرنگی را بطور عمودی برش می دهیم، در وسط آن یک صلیب می بینیم. بنابراین گوجه فرنگی بجای پرستش خداوند، صلیب را می پرستد. صلیبی که بجای خداوند واحد به وجود ۳ خدا معتقد است. بنابراین خودرن گوجه فرنگی حرام است.
در پی انتشار این عکس به شکلی بسیار سریع در اینترنت ۲ هزار و ۸۰۰ نفر با اعتراض به آن دیدگاههای مخالف خود را در پایین عکس بیان داشتند.
در نتیجه مخالف بسیار سریع کاربران اینترنت با چنین تعبیر و تفسیری، رهبران این گروه بلافاصله گام پس نهاده و نوشتند: ما نگفتیم که گوجه فرنگی نخورید. ما گفتیم گوجه فرنگی را به شکلی که در وسط آن تصویر صلیب نمایان شود، نبرید

وسایل عجیب و غریب

مروزه استفاده از وسایل و ابزارهای گوناگون بسیار زیاد شده است. بعضی از این وسایل بسیارجالب هستند. علیرغم اینکه این وسایل ممکن است عجیب و غریب به نظر برسند اما زندگی ما را بسیار راحت کرده اند. در ادامه می خواهیم نگاهی به بعضی از این وسایل عجیب و غریب بیندازیم.

در دنیای امروز، علم در حال پیشرفت و گسترش است. به طبع آن جوامع هم در حال رشد کردن و بزرگ شدن هستند. ما در دنیایی زندگی می کنیم که هر روز در آن اختراعات مختلفی می شود. با اینکه بعضی از این اختراعات عجیب هستند اما کاربردهای فراوانی در زندگی ما دارند. در ادامه نگاهی به چند وسیله عجیب ولی در عین حال مفید می اندازیم.

توستر شیشه ای

این وسیله مناسب کسانی است که نان تست برشته دوست ندارند. با این وسیله جدید در آشپزخانه تان، شما می توانید برشته شدن نان تست را نگاه کنید و تا جایی که می خواهید بگذارید برشته شود.

www.Iranvij.ir | گروه اینترنتی ایران ویج ‌


ادامه مطلب

تصاویری که کودکان نباید ببینند!

جملات پشت کامیونی!

آب رادیاتور ماشین بخور محتاج نامردان نباش!

_____________________
آدم دیوانه را بنگی بس است خانه پرشیشه را سنگی بس است!

_____________________
اتوبوس من غصه نخور،منم یه روز بزرگ میشم!(ژیان)

_____________________
اگر از عشقت نکنم گریه و زاری

به جهنم که مرا دوست نداری!

_____________________
اگه الله کند یاری

چه اف باشد چه سوسماری!

_____________________
اگر خواهی بمیری بی بهانه

بخور ماست و خیار و هندوانه!

_____________________
ای بلبل اگر نالی من با تو هم آوازم

تو عشق گل داری،من عشق گل اندامی!

_____________________
ای روزگار

با ما شدی ناسازگار!

_____________________
بپر بالا که گیر نمیاد!

_____________________
باغبان در را مبند من مرد گلچین نیستم

من خودم گل دارم و محتاج یک گل نیستم!

ادامه مطلب

می ذاری صندلی جلو بشینم؟






















پاسخ خاص و خواندنی آیت الله مکارم به سوالات عجیب یک خانم

  پایگاه اطلاع رسانی دفتر آیت الله مکارم شیرازی - یکی از تازه‌ترین استفتائات از آیت‌الله مکارم شیرازی سوال خانمی است که نظر آیت‌الله مکارم شیرازی را را نسبت به شروط مورد علاقه او برای عقد ازدواج جویا شده است.

این خانم، شروط را در اینترنت دیده است و پس از مشورت با دوستان خود، آن را با خواستگار خود هم مطرح نموده است اما پس از موافقت خواستگار با این شروط، محضردار از تایید این شروط و ثبت عقد ازدواج خودداری کرده است.متن سوال این خانم و پاسخ آیت الله مکارم شیرازی چنین است:

بنده از اینترنت شرایطی را در مورد ازدواج دیدم که خیلی خوب و عادلانه هم بود و من از آنها پرینت گرفتم و به دوستانم هم نشان دادم و آنها هم تایید کردند که شرایط بسیار خوبی است و می‌تواند برای دختری که قصد ازدواج دارد بسیار مفید باشد برای همین با خواستگارم مطرح کردم و او هم پذیرفت ولی وقتی رفتیم محضر، محضردار که یک روحانی هم بود گفت اکثر این‌ها شرایط خلاف شرع هستند و به درد نمی‌خورند و حتی به تمسخر گفتند که شاید هر کس این‌ها را نوشته قصد دست انداختن خانم‌ها را داشته است، من خیلی ناراحت شدم. واقعاً همین مسایل است که باعث می‌شود ما جوان‌ها دین‌گریز شویم. چرا نباید به شرایط مورد توافق طرفین احترام قایل شد؟
من شرایط را هم برایتان ارسال می‌کنم و از شما خواهش دارم که مرا راهنمایی فرمایید.
از لطف شما هم ممنونم

ادامه مطلب

از این اتفاقات فقط تو ایران ممکنه بیفته ! شک نکنید






ادامه مطلب

انشای یک بچه دبستانی در مورد ازدواج!


هر وقت من یك كار خوب می كنم مامانم به من می گوید بزرگ كه شدی برایت یك زن خوب می گیرم.

تا به حال من پنج تا كار خوب كرده ام و مامانم قول پنج تایش را به من داده است.

حتمن ناسرادین شاه خیلی كارهای خوب می كرده كه مامانش به اندازه استادیوم آزادی برایش زن گرفته بود. ولی من مؤتقدم كه اصولن انسان باید زن بگیرد تا آدم بشود ، چون بابایمان همیشه می گوید مشكلات انسان را آدم می كند.

در عزدواج تواهم خیلی مهم است یعنی دو طرف باید به هم بخورند. مثلن من و ساناز دختر خاله مان خیلی به هم می خوریم.

از لهاز فكری هم دو طرف باید به هم بخورند، ساناز چون سه سالش است هنوز فكر ندارد كه به من بخورد ولی مامانم می گوید این ساناز از تو بیشتر هالیش می شود.

در عزدواج سن و سال اصلن مهم نیست چه بسیار آدم های بزرگی بوده اند كه كارشان به تلاغ كشیده شده و چه بسیار آدم های كوچكی كه نكشیده شده. مهم اشق است !

اگر اشق باشد دیگر كسی از شوهرش سكه نمی خواهد و دایی مختار هم از زندان در می آید من تا حالا كلی سكه جم كرده ام و می خواهم همان اول قلكم را بشكنم و همه اش را به ساناز بدهم تا بعدن به زندان نروم.

مهریه و شیر بلال هیچ كس را خوشبخت نمی كند. همین خرج های ازافی باعث می شود كه زندگی سخت بشود و سر خرج عروسی داییمختار با پدر خانومش حرفش بشود دایی مختار می گفت پدر خانومش چتر باز بود.. خوب شاید حقوق چتر بازی خیلی كم بوده كه نتوانسته خرج عروسی را بدهد. البته من و ساناز تفافق كرده ایم كه بجای شام عروسی چیپس و خلالی نمكی بدهیم. هم ارزان تر است ، هم خوشمزه تراست تازه وقتی می خوری خش خش هم می كند!

اگر آدم زن خانه دار بگیرد خیلی بهتر است و گرنه آدم مجبور می شود خودش خانه بگیرد. زن دایی مختار هم خانه دار نبود و دایی مختار مجبور شد یك زیر زمینی بگیرد. میگفت چون رهم و اجاره بالاست آنها رفته اند پایین! اما خانوم دایی مختار هم می خواست برود بالا! حتمن از زیر زمینی می ترسید. ساناز هم از زیر زمینی می ترسد برای همین هم برایش توی باغچه یك خانه درختی درست كردم. اما ساناز از آن بالا افتاد و دستش شكست.. از آن موقه خاله با من قهر است.

قهر بهتر از دعواست. آدم وقتی قهر می كند بعد آشتی می كند ولی اگر دعوا كند بعد كتك كاری میکند.

درباره وبلاگ

مدیر وبلاگ : حامد

آخرین پست ها

جستجو

نظرسنجی

  • مطالب وبلاگ چطوره ؟





نویسندگان