تبلیغات
** نگاه ** - مطالب زندگی نامه
** نگاه **
آزادی را فقط در مجسمه ی آن یافتم.((ژان ژاک روسو))

لینکدونی

آرشیو موضوعی

آرشیو

لینکستان

صفحات جانبی

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

پولدارترین ایرانی کیست؟ +عکس

عصر ایران:  دانستن لیست "ترین ها" همواره از جمله مطالبی بوده است که علاقمندان زیادی برای خود دارد و یکی از این لیست ها، لیست پولدارترین افراد است که همواره در حال تغییر و تحول است.

 مجله فوربس که هرساله لیست پولدارترین افراد دنیا منتشر می کند، امسال در یک اقدام جالب، با معادل سازی ارزش دارایی افراد در مقاطع زمانی مختلف تا کنون، برای اولین بار لیستی را منتشر کرده است که در آن 200 نفر که در طول تاریخ بیشترین ثروت را داشته اند معرفی شده اند.

اولین نفر در این لیست که به عنوان پولدارترین فرد در تاریخ معرفی شده، چنگیز خان با 417 میلیارد دارایی است!
 


نکته جالبی که در این لیست به چشم می خورد، وجود تنها یک ایرانی در این لیست 200 نفره است، که در این رده بندی جایگاه 193 را به خود اختصاص داده است.

بر خلاف تصور اکثر ایرانیان در مورد پولدارترین فرد ایرانی! این عنوان به پیر امیدیار، مدیر سایت ebay اختصاص دارد.

امیدیار در سال 1967 در کشور فرانسه- پاریس به دنیا آمد. پدر او ایرانی و مادرش فرانسویست. وی در 6سالگی به همراه خانواده خود به امریکا می رود و در کالج نافتز در رشته علوم رایانه تحصیل میکند.
 
امیدیار در سال 1995 سایت ebay را تنها از روی سرگرمی راه اندازی می کند ولی پس از گذشت اندکی این سایت به یکی از بزرگترین و پردرآمد ترین سایت های اینترنتی تبدیل می شود.
 
Ebay به عنوان اولین سایت حراجی اینترنتی لقب گرفته است. این سایت در حال حاضر تعداد 6000 کارمند دارد و در سال 2005 میلادی معادل 441 میلیون دلار سود داشته است.
 
 ebay در حال حاضر 144 میلیون عضو دارد و روزانه میلیون ها معامله بصورت مجازی در آن صورت می گیرد.

امیدیار در لیست ثروتمندان حال حاضر دنیا در رتبه 17 قرار دارد و ثروت او حدود 8 میلیارد دلار برآورد شده است.

سیاستمداران ایرانی همسر خود را چگونه انتخاب کردند؟ / پاسخ‌هایی از هاشمی رفسنجانی، معین، حدادعادل و لاریجانی

نحوه آشنایی و ازدواج چهره‌های سیاسی کشور دارای جذابیت‌های فراوانی است.اکثر سیاسیون ایرانی همسران‌شان رااز طریق خانواده به ویژه مادر خود انتخاب کرده‌اند.

به گزارش نامه،زندگی خصوصی سیاستمداران از جذاب ترین مسائل در دنیای امروز است. بی شک کنکاش در زندگی سیاستمداران ایرانی بخصوص دوران جوانی آنها برای بسیاری جالب توجه است.

زندگی مشترک اکثر سیاسیون ایرانی به صورت سنتی آغاز شده است. انتخاب همسر به سفارش و یا پسند خانواده یک دیدار کوتاه و ازدواج! مادران سیاستمداران مانند دیگرمادران نقش اول خواستگاری‌ها را بازی کرده‌اند. آیت الله هاشمی رفسنجانی، حداد عادل و حسن روحانی از این دسته سیاستمداران هستند. اندک سیاستمداران ایرانی بودند که همسرانشان را کسی به غیر از خانواده انتخاب کرده است. محسن رضایی، علی فلاحیان و مصطفی معین از جمله این سیاستمدارن هستند. این نوع انتخاب هم با مشورت روحانیون و یا افراد مورد وثوق شکل گرفته است.

نام مسئولیت نحوه ازدواج
اکبر هاشمی رفسنجانی رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام

انتخاب  همسر توسط خانواده

در این بررسی ها به خانواده حاج سید محمد صادق مرعشی رسیدند. خانواده من دیدند و پسندیدند و خواستگاری کردند و با تشریفات معمولی ازدواج کردیم.

حسن روحانی عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام

انتخاب همسر توسط خانواده

خانواده اصرار داشتند که من ازدواج کنم. سن من هم حدود 20 سال بود . پدرم اصرار داشت، مادرم هم همینطور، من هم خیلی بی میل نبودم .

غلامعلی حداد عادل نماینده  مجلس شورای اسلامی

انتخاب همسر توسط خانواده

یک علتی که من دیر ازدواج کردم ، مادرم می رفت خواستگاری، یا آنها ما را نمی پسندیدند و یا ما آنها را نمی پسندیدم

محسن رضایی دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام

انتخاب همسر، معرفی از طریق همسر آقای جلالی خمینی

به آقای جلالی خمینی، گفتم می خواهم ازدواج کنم  شما یک دختر مذهبی به ما معرفی کنید. ایشان  به حاج خانمشان گفت. حاج خانمشان هم کلاس قرانی داشت و از بین آنها حاج خانم ما را پیشنهاد کرد

مجید انصاری عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام

انتخاب همسر توسط خانواده

سال56 بود. رفتیم خواستگاری دختر دایی ام. ایشان هم فداکاری کردند با آن وضع زندگی من قبول کردند

علی فلاحیان وزیر سابق اطلاعات

انتخاب همسر به معرفی یکی از دوستان

در مخافل مذهبی، یکی ازدوستانم این پیشنهاد را دادند .شاگرد دوستم بودند.

محمد جواد لاریجانی معاون حقوق بشر قوه قضائیه

انتخاب همسر توسط خانواده

خانواده اقدام کردند. کلاس دهم بودم که ازدواج کردم. بازیگوش نبودم ولی مصمم بودم به این کار.

مهدی کروبی رئیس سابق مجلس شورای اسلامی

انتخاب همسر توسط خانواده

مادرم انتخاب کرد. گفتم می شود دید یا نه. خلاصه از پشت شیشه دیدم و پسندیدم

اسدالله بادمچیان نماینده سابق مجلس شورای اسلامی

انتخاب همسر توسط خانواده

دختر دایی ام بودند دیگه

علیرضا  محجوب نماینده مجلس شورای اسلامی

انتخاب همسر با رایزنی با دوستان و آشنایان

در سال 62 با همه دوستان و آشنایان رایزنی کردم و حرف زدم. یک هفته کل کار انجام شد.

مصطفی معین وزیر سابق علوم

انتخاب همسر توسط خودم

از افراد مورد اطمینان خواستم که فردی را با معیارهای من معرفی کردند و این ازدواج انجام شد.

محمد باقر نوبخت نماینده سابق مجلس

انتخاب همسر توسط خانواده

سال 57 ازدواج کردم. در دوران سربازی -سال56-عقد کردیم و به صورت سنتی ازدواجمانانجام شد و سال 57 هم عروسی.

حمید رضا ترقی عضو حزب موتلفه

یکی از دخترهایی که در مکتب مادرم بودند

من آنجا معلم بودم  و خلاصه یکی از آنهایی که همیشه نمره‌اش

20 بود را پیشنهاد کردند و من هم قبول کردم

صادق زیباکلام فعال سیاسی و استاد دانشگاه

انتخاب همسر توسط خانواده

مادرم برای من انتخاب کرد و من هم قبول کردم. خودم به دنبال ازدواج نبودم ولی خانواده‌ام معتقد بودند که نصف دینش ناقص است.  

احمد ناطق نوری نماینده سابق مجلس شورای اسلامی

ازدواج از طریق خانواده

با دخترعمه‌ام ازدواج کردم. آن‌ها هم بچه‌های تهران بودند.

مرحوم سید رضا زواره‌ای حقوق‌دان سابق شورای نگهبان

ازدواج از طریق خانواده

بله، خانواده اقدام کردند.

محمد هاشمی رفسنجانی عضو سابق مجمع تشخیص مصلحت نظام

از دواج از طریق معرفی یکی ازدوستان

یکی از دوستان معرفی کرد. خودم رفتم کرمان با پدرشان صحبت کردم.

 

نابغه 19 ساله ایرانی در آمریکا کولاک می کند (+ عکس)

آلیا صبور شهروند امریکایی ایرانی الاصل است که تمام وقت در دانشگاه نیویورک تدریس می کند و به عنوان یک نابغه نام خود را در ردیف جوان ترین استاد دانشگاه جهان ثبت کرده است. وی در سن ۱۰ سالگی در دانشگاه استونی بروک ثبت نام کرد و در ۱۱ سالگی به عنوان عضو ارکستر سمفونی راک لند به اجرای قره نی پرداخت.

به گزارش آتی نیوز، صبور مدرک لیسانس خود را در ۱۴ سالگی در دانشگاه نیویورک اخذ و در ۱۸ سالگی در ۱۹ فوریه، مدرک دکترای خو را از دپارتمان تکنولوژی پیشرفته فوزیون در دانشگاه کانکوک سئول دریافت کرد.

آلیا صبور

وی تا ماه قبل در دانشگاه دروس فیزیک را در دانشگاه کنکوک تدریس می کرد و در حال حاضر، ریاضی و فیزیک در دانشگاه جنوبی ایالت نیواورلند تدریس می کند. او یکی از دلایل ترک دانشگاه سئول را مشکل تکلم به زبان کره ای بیان کرده است.

صبور، اولین شهروند امریکایی است که رتبه اولین و جوان ترین پرفسور زن را در تاریخ امریکا دارا است. رکوردار قبلی جوان ترین پرفسور دانشگاه متعلق به فیزیکدان اسکاتلندی کولین مک لورین است که در سال ۱۷۱۷ در سن ۱۹ سال و ۷ ماهگی این رتبه علمی را کسب کرده بود.

آلبرت اینشتین

Greader
آلبرت اینشتین :: Albert Einstein

آلبرت اینشتین :: Albert Einstein

آلبرت اینشتین (به آلمانی: Albert Einstein) (زاده ۱۴ مارس ۱۸۷۹ – درگذشته ۱۸ آوریل ۱۹۵۵) فیزیک‌دان نظری زادهٔ آلمان بود. او بیشتر به خاطر نظریّه نسبیت و بویژه برای هم‌ارزی جرم و انرژی (E=mc۲) شهرت دارد. علاوه بر این، او در بسط تئوری کوانتوم و مکانیک آماری سهم عمده‌ای داشت. اینشتین جایزه نوبل فیزیک را در سال ۱۹۲۱ برای خدماتش به فیزیک نظری و به خصوص به خاطر کشف قانون اثر فوتوالکتریک دریافت کرد. او به دلیل تأثیرات چشمگیرش، به عنوان یکی از بزرگ‌ترین فیزیکدانانی شناخته می‌شود که به این جهان پا گذاشته‌اند.

کودکی اینشتین

آلبرت اینشتین در ۱۴ مارس ۱۸۷۹ میلادی در ساعت ۱۱:۳۰ صبح به وقت محلی در یک خانواده یهودی در شهر اولم در ورتمبرگ آلمان، واقع در ۱۰۰ کیلومتری اشتوتگارت بدنیا آمد. پدرش هرمان اینشتین یک فروشنده بود که بعدها یک کارخانه الکتروشیمیایی را تأسیس کرد و مادرش، پولین نی کوچ نام داشت. آنها در کنیسه اشتوتگارت-باد با یکدیگر ازدواج کردند.

در زمان تولد، مادر آلبرت به خاطر اینکه سر او بسیار بزرگ بود و حالتی عجیب داشت بسیار نگران بود. هرچند که با رشد او، کم کم بزرگی سرش کمتر به چشم می‌آمد، اما از عکس‌های او معلوم است که سر او نسبت به بدنش بزرگ‌تر بوده است. به این ویژگی در افرادی که سرهای بزرگی دارند «سربزرگی خوش‌خیم» گفته می‌شود که هیچ ارتباطی با بیماری یا مشکلات ادراکی ندارد.

 

کودکی آلبرت اینشتین

کودکی آلبرت اینشتین

یکی دیگر از مشهورترین جنبه‌های کودکی اینشتین این است که او خیلی دیرتر از بچه‌های معمولی صحبت کردن را آغاز کرد. طبق ادعای خود اینشتین، او تا سن سه سالگی حرف زدن را آغاز نکرده بود و بعد از آن هم حتی تا سنین بالاتر از نه سالگی به سختی صحبت می‌کرد. به دلیل پیشرفت کند کلامی اینشتین و گرایش او به بی‌توجهی به هر موضوعی که در مدرسه برایش خسته کننده بود و در مقابل توجه صرف او به مواردی که برایش جالب بودند باعث شده بود که برخی همچون خدمه منزل اینشتین، او را کند ذهن بدانند. البته در زندگی اینشتین، این اولین و آخرین باری نبود که چنین انگ‌ها و نظرات آسیب شناسانه‌ای به او نسبت داده می‌شد.

اعضای خانواده آلبرت، همگی یهودی‌هایی لاقید بودند و از همین رو، او در یک مدرسه ابتدایی کاتولیک درس می‌خواند. او با اصرار مادرش آموزش ویولون را فراگرفت. اگرچه او از همان ابتدای کار مشق ویولون را دوست نداشت و در نهایت نیز آنرا کنار گذاشت، اما بعدها آرامش عمیق خود را در سونات ویلون موتسارت بدست می‌آورد.

وقتی اینشتین پنج ساله بود، پدرش به او یک قطب‌نمای جیبی نشان داد و اینشتین پی برد که در فضای خالی چیزی بر روی سوزن تأثیر می‌گذارد. او بعدها این اتفاق را یکی از تحول‌آمیزترین اتفاقات زندگی‌اش توصیف کرد.

در سال ۱۸۸۹، دانشجویی به نام مکس تالمود (بعدها به نام تالمی)، که به مدت شش سال پنجشنبه شب‌ها به منزل خانواده اینشتین می‌آمد، اینشتین را با مهم‌ترین متون علمی و فلسفی آشنا کرد، که از جمله آنها می‌توان به نقد خرد ناب از کانت اشاره کرد. همچنین در اواخر دوران کودکی و اوایل دوران بزرگسالی، دو عموی او با توصیه و تهیه کتاب‌هایی در زمینه علم، ریاضی و فلسفه، به رشد فکری او کمک می‌کردند.

در سال ۱۸۹۴، در پی ناموفق ماندن کسب‌ و کار هرمان اینشتین در صنعت الکتروشیمی، خانوادهٔ اینشتین از مونیخ به پیوا – شهری در ایتالیا در نزدیکی میلان – مهاجرت کردند . اینشتین اولین فعالیت علمی خود را با عنوان بررسی وضعیت اتر در زمینه‌های مربوط به مغناطیس، در همان زمان برای یکی از عموهایش می‌نوشت. آلبرت برای تمام کردن درسهایش، در مدرسه شبانه روزی مونیخ ماند و پس از آنکه تنها توانست یک ترم را تمام کند در بهار سال ۱۸۹۵ دبیرستان را رها کرده و برای پیوستن به خانواده‌اش رهسپار پریوا شد . یک سال و نیم پیش از امتحانات نهایی، او بدون اطلاع والدینش و با متقاعد کردن مسئولین مدرسه به اینکه بواسطه یک گواهی پزشکی به او اجازه مرخصی بدهند مدرسه را ترک کرد و این بدان معنا بود که اینشتین هیچگونه گواهی در تحصیلات متوسطه کسب نکرد. در همان سال یعنی در سن ۱۶ سالگی، او آزمایش ذهنی که به آیینه آلبرت اینشتین شهرت دارد را انجام داد. او پس از خیره شدن به آیینه، آزمایش کرد که اگر با سرعت نور حرکت کند چه اتفاقی برای تصویرش خواهد افتاد؛ نتیجه‌گیری او مبنی بر اینکه سرعت نور مستقل از بیننده‌اش است، بعدها به یکی از دو فرضیه نسبیت خاص تبدیل شد.

ادامه مطلب

تختی به روایت تختی/ دست نوشته های تختی

عصرایران ورزشی- هفته نامه کیهان ورزشی 23 دی ماه سال 1346، یک هفته بعد از مرگ تختی، ویژه نامه یی در باره مرگ، زندگی و قهرمانی های او چاپ کرد.

این منم غلامرضا، فرزند درد و رنج


در این شماره مطلبی از خود تختی به چاپ رسیده. مهدی دری سر دبیر کیهان ورزشی که دوستی نزدیکی با تختی داشت، قبل از مسابقه های جانی 1956 از او خواست تا خاطرات خود را برای کیهان ورزشی بنویسد. در ابتدای این مطلب به نقل از خود کیهان ورزشی آمده است:

"تختی روزنامه نگار و نویسنده نبود. او ده بار چرک نویس و پاک نویس کرد تا این نوشته را نوشت. می گفت: هر عیبی داره ببخشید."

این بخشی از نوشته های خود تختی است که سال 1338 نوشته شد و هشت سال بعد با تیتر"دوست دارید مرا بشناسید"، در کیهان ورزشی چاپ شد.

من بیشتر وقت ها با کتابهای پلیسی و یادداشتهای فاتحین و مغلوبین جنگهای گذشته، خود را سرگرم می کردم و خواندن آنها همیشه اثر خوبی در روحیه من باقی می گذارد به خصوص اینکه هیتلر را با تمام حماقتش دوشت داشتم، اینکه می گویم دوست داشتم نه اینکه خیال کنید او را آدمی لایق می دانم، نه، من به او احترام می گذارم به واسطه اینکه او بزرگترین درس زندگی را به من یاد داد که چگونه باید با دشمنان ستیز کرد و در هر راه مشکلی به هدف رسید. در یکی از کتابهای سردار مغلوب ژرمنی خواندم که او همیشه تصاویر رقبای خود از قبیل مونتگمری، آیزنهاور و استالین را به دیوار می کوبید و حتی در کتاب دیگری متوجه شدم که سردار آلمانی این عکس ها را همه جا وقتی که برای غذا خوردن، اتاق کار خود را ترک می گفت با خود می برد. من قبل از اینکه متوجه این موضوع شوم از شنیدن نام کشتی گیران سنگین وزن جهان وحشت داشتم و در هر روزنامه و یا مجله یی که عکسی از آنها می دیدم از ترس اینکه تنم نلرزد آن نشریه را به دور می انداختم و هیچ مایل نبودم اعصابم را بدین ترتیب خرد کنم.

اما پس از آن من هم مثل او، آن مرد لاغر آلمانی شدم! من که همیشه حتی از تصویر "پالم" سوئدی می ترسیدم از فردای آن روز به دنبال آنها گشتم و آن عکس های سفید و سیاه لخت را در پوششی از طلا جای دادم و همیشه مقابل چشممانم قرار می دادم. من با آن چشمان رنگارنگ و پوست های مختلف چنان خوی گرفتم که امروز پس از اینکه چندین سال از دیدار من و حیدر ظفر (کشتی گیر ترکها در المپیک های گذشته) می گذرد هنوز لبخندش، کینه اش و آرزویش که همیشه در چشمانش خوانده می شد، می بینم، بعدها که "حیدر" از تشک و حریف خداحافظی کرد "پالم"،"کولایف" و آخر از همه "آلبول" پسر موطلایی شوروی ها که امروز حتی یک خال از آن موهای طلایی که من در مسکو بر سرش می دیدم نیست جای او را گرفتند اما حیدر با آنها تفاوت فراوانی داشت، نه خیال کنید که حیدر بیشتر و با کمتراز آنها بود نه اینطور نیست بلکه من فراوان عوض شده بودم . من این عکسها را هنوز مثل هیتلر در مقابل چشمانم قرار می دهم و با آنها راز و نیاز می کنم، با این تفاوت که بی نهایت به آنها علاقه مندم و هیچ مایل نیستم مانند هیتلر به آنها بنگرم. هیتلر آنها را می نگریست و آرزو داشت با خونشان آشامیدنی گوارایی بنوشد اما من چنین خیالی نداشتم و ندارم. من به خونشان تشنه نیستم، من فقط از هیتلر آموختم که باید شمایل آنها را مدنظر قرار داد، دندان به روی جگر گذارد و برای پیروزی بر آنها تلاش کرد، من چنین کردم هر چند به موفقیت نهایی خود نرسیدم.

ادامه مطلب

راه رفع عفونت شایع در زنان


اغلب عفونت های دستگاه ادراری از باکتری ها منشاء می گیرد. هر بخش از دستگاه ادراری ممکن است عفونی شود. دستگاه ادراری شامل کلیه ها، میزنای، میزراه و مثانه می باشد.
عفونت مثانه و میزراه شایع تر از بقیه بخش ها می باشد.

علائم عفونت دستگاه ادراری

درد خفیف کمر، تهوع و تب می تواند از علائم عفونت کلیه ها باشد. سایر علائم عبارتند از:




2- احساس افزایش نیاز به دفع یا دفع متوالی ادرار 3- احساس فشار و دفع اما عدم توانایی در انجام آن 4- ترشح مقدار کمی ادرار 5- دفع ادرار خونی، بدبو، تیره و کدر
1- احساس سوزش در هنگام رفع ادرار


روش درمان

در صورت مشاهده علائم و شرح آن به پزشک، آزمایش ادرار به منظور تشخیص عفونت انجام می شود و با تجویز آنتی بیوتیک قابل درمان است.معمولا علائم عفونت 1 تا 2 روز بعد از شروع درمان برطرف می شود اما لازم است که دوره درمان دارویی کامل شود. ممکن است در حین درمان، پزشک دارویی را تجویز کند که باعث کرختی و بی حسی دستگاه ادراری شود. این دارو باعث تغییر رنگ ادرار نارنجی روشن می شود.پس با مشاهده این رنگ ادرار نگران نشوید.

شیوه مقابله با عفونت

برای حل این مسئله پزشک ممکن است دوز کمی از داروها را برای مدت طولانی تجویز نماید تا مانع از برگشت عفونت شود. اگر بعد از آمیزش جنسی مبتلا به عفونت می شوید پزشک آنتی بیوتیکی ضعیف تجویز خواهد کرد تا بعد از آمیزش مصرف نموده و مانع از بروز عفونت شوید.


- به مقدار کافی آب بنوشید تا باکتری ها به طور کلی دفع شود. اما اگر درحال مصرف داروی وارفارین (کوماتین ) هستید قبل از مصرف این نوشیدنی با پزشک خود مشورت کنید.




3- در هنگام طهارت، خود را از سمت جلو به عقب بشویید. 4- بعد از آمیزش بهتر است برای دفع ادرار اقدام کنید تا باکتری ها دفع شود. 5- در هنگام آمیزش جنسی از ژل موضعی و مخصوص استفاده کنید. 6- اگر به طور متوالی مبتلا به عفونت دستگاه ادراری می شوید نباید از دیافراگم برای پیشگیری از بارداری استفاده کنید .شاید بهتر است روش دیگری را استفاده کنید.
2- ادرار خود را برای زمان طولانی نگه ندارید.

خطرات احتمالی

خوشبختانه با مصرف آنتی بیوتیک و مراقبت و درمان به موقع می توان مانع از پیشرفت عفونت دستگاه ادراری شوید. عفونت کلیه ها که مسئله ای جدی ، خطرناک و درخور توجه است با مصرف طولانی مدت آنتی بیوتیک قابل درمان است.

noandishaan.com

شهریار در آینه سخنوران و بزرگان

  • حضرت آیت الله سید علی خامنه ای

درحالی كه زبان مادری شهریارآذری بود ، اشعاری به زبان فارسی سرود كه در رتبه‌عالی ادبیات فارسی قرار دارد و برای عامه مردم نیز قابل فهم و روان است. در منظومه حیدربابای شهریار نكات حكمت آمیز فراوانی وجود دارد كه این منظومه باید با این دید مورد توجه قرار گیرد.

 شهریار شخصیتی نظیف، متواضع، حق پرست، پارسا، صمیمی و صادق بود كه به‌دلیل استقلال فكری هیچ گاه حاضر نشد كالای شعر خود را به اربابان قدرت بفروشد.

 سروده‌های شهریار در دوران جوانی در وصف امیرالمومنین علی (ع) و امام حسین (ع) حاكی از این عشق و ارادت است ضمن آنكه وی پس از پیروزی انقلاب اسلامی بدون هیچ گونه توقعی اشعاری برای انقلاب و بسیجیان سروده است.

·   دکتر عبدالحسین زرین کوب

مرثیه مادر كه شهریار سروده است، با آنكه تا حدی آزاد است از جهت تلقین حس و القاء همدردی در غیر، یك شعر قوی است – شعر واقعی.........

ادامه مطلب

زندگی نامه ستار خان سردار ملی

ستارخان سردار ملی (1284-1332ق) فرزند حاج حسن قراجه داغی در منطقه قراجه داغ (ارسباران) در 32 كیلومتری مهاباد به دنیا آمد. سوابق زندگی او در دوران كودكی و نوجوانی تا درگیریهای جنبش مشروطه‌ چندان معلوم نیست. از اطلاعات جسته و گریخته‌ای كه از وی به دست آمده، درمی‌یابیم كه او با پدر خود در روستاهای اطراف ارسباران به شغل پارچه‌فروشی مشغول بوده است.
ستارخان پس از قتل برادرش اسماعیل به دست نیروهای دولتی به همراه خانواده خود به تبریز مهاجرت كرد و در محله امیرخیز اقامت گزید و از داش‌ها و لوطیهای آن محله شد.
وی مدتی جزء سواران حاكم خراسان بود، از آنجا به عتبات عالیات سفر كرد، پس از چندی به تبریز بازگشت و به مباشری املاك محمدتقی صراف در سلمان مشغول گردید. سپس به توصیه رضاقلی خان سرتیپ وارد خدمت قراسوران (ژاندارمری) شد و حفاظت راه مرند و خوی به او محول گردید. چندی بعد مورد توجه مظفرالدین میرزا (ولیعهد) قرار گرفت، ضمن دریافت لقب خانی، از تفنگداران ولیعهد در تبریز محسوب گردید. ستارخان بنابر عادت لوطی‌گری در یكی از درگیریهای خود با مأمورین محمدعلی میرزا (ولیعهد) در تبریز، مورد تعقیب قرار گرفت، از شهر گریخت و مدتی به راهزنی پرداخت. سپس با وساطت بزرگان و معتمدین محل به شهر بازگشت و دلالی اسب را پیشه خود كرد.
در سال 1325ق انجمن ایالتی آذربایجان به واسطه رشادتهای ستارخان و باقرخان به آنان لقب سردار ملی و سالار ملی اعطاء نمود.

با شروع انقلاب مشروطه در تهران و گسترش آن در سراسر كشور، مجاهدین و آزادیخواهان آذربایجانی و قفقازی به فرماندهی ستارخان و باقرخان به حمایت از مشروطیت قیام نمودند و در مقابل قوای 35 تا 40 هزار نفری اعزامی از مركز و خوانین محلی به فرماندهی عبدالمجید میرزا عین‌الدوله كه برای سركوبی قیام تبریز اعزام شده بودند به شدت مقاومت كردند و از تسلط آنها به شهر ممانعت نمودند. تبریز به مدت 11 ماه توسط قشون دولتی محاصره شد و از ورود آذوقه به شهر جلوگیری به عمل آمد. زندگی بر مردم بسیار سخت و طاقت‌ فرسا گردید. نهایتاً با وساطت قسنولهای روس و انگلیس و موافقت دولتهای طرفین عده‌ای از قوای روسیه به تبریز وارد شدند و راه جلفا را برای ورود آذوقه باز كردند. در نتیجه محاصره شهر به پایان رسید و سربازان دولتی و خوانین محلی مخالف مشروطیت از اطراف تبریز دور شدند. بدین ترتیب نقشی كه ستارخان و باقرخان در دفاع از مشروطه و تبریز داشتند به پایان رسید.


با حضور سربازان روسی در تبریز موقعیت برای ستارخان و باقرخان سخت و خطرناك گردید. آنها به اتفاق جمعی دیگر از سران آزادیخواه به قنسولگری عثمانی پناهنده شدند. سپس تحت فشار روسها و بنابر دعوت آیت‌الله محمدكاظم خراسانی به همراه جمعی از مجاهدین در روز هشتم ربیع‌الاول 1328ق به تهران مهاجرت كردند. در تهران استقبال شایانی از آنان به عمل آمد و از طرف مجلس شورای ملی مورد تجلیل قرار گرفتند و دو لوح نقره‌ای طلاكوب به ستارخان و باقرخان اهدا گردید و برای هر كدام ماهیانه مبلغ هزار تومان مقرری از طرف مجلس تعیین شد و در پارك اتابك (محل فعلی سفارت شوروی) اسكان یافتند.

در جریان ترور آیت‌الله سیدعبدالله بهبهانی دولت مشروطه تصمیم به خلع سلاح گروههای مسلح گرفت، ستارخان با این امر مخالفت نمود و با قوای دولتی به جنگ پرداخت در این جنگ پای او تیر خورد و تسلیم شد و 30 تن از نیروهای وی كشته و 300 تن اسیر شدند.
وی چهار سال پس از این واقعه در تاریخ 28 ذی الحجه 1332 درگذشت و در باغ طوطی در جوار حضرت عبدالعظیم به خاك سپرده شد.

درباره وبلاگ

مدیر وبلاگ : حامد

آخرین پست ها

جستجو

نظرسنجی

  • مطالب وبلاگ چطوره ؟





نویسندگان