تبلیغات
** نگاه ** - مطالب آبان 1393
** نگاه **
آزادی را فقط در مجسمه ی آن یافتم.((ژان ژاک روسو))

لینکدونی

آرشیو موضوعی

آرشیو

لینکستان

صفحات جانبی

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

اخبار


ابزار فید خوان

پپسی و اسرائیل؛ گودرز و شقایق؟!

نام پپسی برگرفته از آنزین پپسین است

نام «پپسی» برگرفته از آنزیم پپسین بوده و مربوط به ۵۰ سال پیش از تشکیل دولت اسراییل در خاورمیانه می‌باشد.
یکی از شایعاتی که بسیار شنیده‌ایم این است که پپسی مخفف Pepsi: Pay each penny to save Israeli می‌باشد. هرچند مطمئناً بسیاری از دوستان این صفحه اعتقادی به این شوخی‌ها ندارند، اما با توجه به اینکه بارها این داستان (و البته داستان خواندن کوکا کولا در آینه) را از زبان بعضی تحصیلکرده‌ها نیز می‌شنوم گفتیم بد نیست کمی در این‌باره مطلع شویم.
Caleb Bradham داروسازی بود که نوشیدنی‌هایی با پایه‌ی سودا در داروخانه‌اش می‌ساخت و مشتری‌هایش در ۱۸۹۳ آنها را با نام "Brad's Drink" یا همان «نوشیدنی برَد» می‌شناختند. این داروساز بعدها با استفاده از آنزیم پپسین و دانه‌های کولا، نوشیدنی خود را محبوب‌تر کرد و در ۲۸ آگوست ۱۸۹۸ نام آن را به پپسی-کولا تغییر داد و اساساً در آن تاریخ دولتی به نام اسراییل وجود نداشته که بخواهند حفظش کنند و اگر می‌خواستند کاری کنند، باید برای ساختن آن پول جمع می‌کردند و نه حفظش! در ۱۹۶۱ کلمه‌ی کولا از انتهای نام تجاری آن حذف شد. جالب اینجاست که این نوشیدنی تا ۱۹۹۱ اصلاً در سرزمین‌های اسراییلی به فروش نمی‌رسیده و بسیاری از یهودی‌های آمریکا و اسراییلی‌ها پپسی را به حمایت از بایکوت‌های اعراب متهم می‌کردند. هرچند پپسی بعدها دلیل آن را مسایل اقتصادی اعلام کرد. حال ممکن است دوستانی بر سر نام پپسین شک کنند و آن را نیز توطئه‌ای از سوی یهودی‌ها بدانند. اما این آنزیم یکی از آنزیم‌های خود معده است که در سال ۱۸۳۶ توسط Theodor Schwann کشف شده است. آنزیم پپسین از سلول‌های اصلی دیواره‌ی معده به صورت پپسینوژن غیر فعال ترشح می‌شود. پپسین جزء آنزیم‌های آندوپپتیداز است. در حقیقت آقای بردهام ادعا داشته است که با افزودن معادل شیمیایی این آنزیم به نوشیدنی‌های خود به هضم بهتر غذا کمک می‌کند. ممکن است این شایعه توسط کمپانی‌های رقیب مانند کوکاکولا که آنها هم به بازار بزرگ خاورمیانه چشم داشته‌اند ساخته شده باشد.

نژادپرستی ناب!

مطلبی که به احتمال زیاد اکثریت شما در فضای مجازی به آن برخورده‌اید:
 
اعراب به ما آموختند که آنچه را که می‌خوریم «غذا» بنامیم و حال آنکه در زبان عربی غذا به «پس آب شتر» گفته می‌شود. اعراب به ما آموختند که برای شمارش جمعیّتمان کلمه‌ی «نفر» را استفاده کنیم و حال آنکه در زبان عربی حیوان را با این کلمه می‌شمارند و انسان را با کلمه‌ی «تن» می‌شمارند؟ شما ۵ تن آل عبا و ۷۲ تن صحرای کربلا را به خوبی می‌شناسید. اعراب به ما آموختند که «صدای سگ» را «پارس» بگوییم و حال آنکه این کلمه نام کشور عزیزمان می‌باشد؟ اعراب به ما آموختند که «شاهنامه آخرش خوش است» و حال آنکه فردوسی در انتهای شاهنامه از شکست ایرانیان سخن می‌گوید. آیا بیشتر از این می‌شود به یک ملّت اهانت کرد و همین ملّت هنوز نمی‌فهمد که به کسانی احترام می‌گذارد که به او نهایت حقارت را روا داشته‌اند و هنوز با استفاده‌ی همین کلمات به ریشش می‌خندد. حداقل بیایید با یک انقلاب فرهنگی این کلمات و این افکار را کنار بگذاریم. به جای «غذا» بگوییم «خوراک»، به جای «نفر» بگوییم «تعداد»، به جای «پارس سگ» بگوییم «واق زدن سگ»، به جای «شاهنامه آخرش خوش است» بگوییم «جوجه را آخر پائیز می‌شمارند» و ...
۱- در مورد غذا، همان‌طور که با جستجو در لغت‌نامه‌ی دهخدا متوجه می‌شویم، معنی اصلی این واژه، همان «خوراکی» است. گرچه با تلفظی متفاوت، معنی بول شتر هم می‌دهد. اما جدا از این قضیه و برای اطمینان بیشتر، پس از جستجوی واژه‌ی غذاء به این نتایج در ویکی‌پدیای عربی، مترجم گوگل عربی به انگلیسی و جستجوی عکس گوگل و سایر سایتهای عربی رسیدیم. در همه‌ی این موارد، اولین نتیجه همان طعام یا خوراکی بوده است.
اما جهت رفع هرگونه شبهه، مختصری از مطلب آقای «عادل اشکبوس» که خود را در وبلاگشان «کارشناس مسئول گروه عربی دفتر برنامه‌ریزی و تألیف کتب درسی و پژوهشگر در زمینه‌ی ریشه‌یابی نام‌ها و واژه‌ها» معرفی کرده‌اند:
«نخست باید بدانیم کلمه‌ی غَذا در اصل عربی به صورت غِذاء بر وزن (فِعال) و هم‌وزن نِساء تلفظ می‌شود ولی ما در فارسی به فتح حرف اوّل تلفظ می‌کنیم و البته ذال را نیز زاء می‌گوییم یعنی غَذا می‌نویسیم و غَزا تلفّظ می‌کنیم که شبیه غَزا به معنی جنگ می‌شود. اما خود غَذا در عربی کهن نه عربی امروزی بَولُ الجَمَل یعنی ادرار شتر است. ولی غذایی که ما فارسی زبانان می‌گوییم هرچند در نوشتار دقیقاً همان غذا به معنی ادرار شتر است ولی ما به گونه‌ی دیگر تلفظ می‌کنیم. اصولاً در عربی و در هر زبان دیگر واژگان منسوخ بسیارند. یعنی واژه‌هایی که به تاریخ سپرده شده‌اند و امروزه کاربردی ندارند و تنها در متون کهن می‌توان آن‌ها را دید. پس اینکه برخی می‌گویند غَذا یعنی ادرار شتر سخنی کاملاً نادرست است. ما غِذاء را در فارسی غَذا خوانده‌ایم و از این دخل و تصرف‌ها در واژه‌های دارای ریشه‌ی عربی بسیار است ...»

۲- اما داستان استفاده‌ی اعراب از واژه‌ی «نفر» فقط برای حیوانات؛
واقعیت این است که اعراب برای انسان، شتر و درخت خرما از واحد شمارش نفر استفاده می‌کنند. اما معنای آن. می توانید به فرهنگ لغت المعانی مراجعه کنید که خوشبختانه معنای آن به انگلیسی را هم آورده است. در این فرهنگ نفر به معنایperson , gent آمده است.

روش آسانتر هم استفاده از مترجم عربی به انگلیسی گوگل است. همان‌طور که در اینجا می بینید نفر به person ترجمه شده است

ضمناً «تن» واژه‌ای پارسی است و مشخص نیست دوستان شایعه پرداز، چنین اطلاعات عجیبی را از چه منابعی کسب می‌کنند!

۳- چندی پیش تعدادی از مدعیان فرزندیِ کوروش، به صفحه‌ی ولیعهد عربستان حمله کرده و برای تحقیر او و سایر اعراب، از ایشان خواسته بودند «پ چ ژ گ» را تلفظ کند! در تعدادی از به اصطلاح جُک‌هایی که برای اعراب ساخته شده هم این موضوع دست‌مایه‌ی تمسخرشان قرار گرفته است. حالا تصور کنید در متن مذکور ادعا شده که اعراب برای تحقیر ایرانیان به ما آموختند به صدای سگ، پارس کردن بگوییم. سؤالی که اینجا پیش می‌آید این است که در همان مکتبی که این علوم به ایرانیان بی‌سواد و حرف گوش کن تدریس می‌شد، آموزگار تازی چگونه «پ» را تلفظ می‌کرده؟!
اینجا هم مختصری از نظریه‌ی آقای اشکبوس در مورد تفاوت پارس با پاس (که لزوماً مورد تأیید ما نیست):
«واژه‌ی پارس به معنی صدای سگ درست نیست. تلفظ درست این واژه به معنی صدای سگ "پاس" است که به نادرستی پارس آمده و جا افتاده است. وظیفه‌ی سگ پاسداری و پاسبانی است و پاس کار اوست. سگ پاس می‌کند یعنی با صدایش دارد پاسبانی می‌کند. امروزه کردها (مثلاً کردهای فهلوی یا فَیلی) درست تلفظ می‌کنند و پارس نمی‌گویند. ئه و سه گه فره پاس ئه کا. یعنی آن سگ خیلی پاس می‌کند...» متن کامل:

۴- در انتهای متن هم افشاگری دیگری صورت گرفته: «اعراب به ما آموختند که شاهنامه آخرش خوش است.» حالا این دوستان چگونه فهمیده‌اند که این ضرب‌المثل ساخته‌ی اعراب بوده، جای بسی تأمل است. جالب‌تر اینکه این قشر هر جا که نام عرب بر زبانشان می‌آید، در ادامه از صفاتی چون سوسمارخور و بی‌سواد و انواع الفاظ رکیک دیگر استفاده می‌کنند؛ ولی در جای جای این متن از آموختن ایرانیان از تازیان سخن گفته‌اند! اعرابی که این همه زشتی به ما آموختند، چرا خوردنِ سوسمار نیاموختند؟! گویی این یکی از دستشان در رفته! (فرض بر این گذاشته شده که به گفته‌ی آنان، سوسمار خوردن کار زشتی است)

بهر جهت می توانید داستان شکل گیری این ضرب المثل و مقصود از استفاده آن را در توضیحات دقیق در این مقاله از دکتر سجاد آیدنلو بخوانید.

حسن انوری در «فرهنگ امثال سخن» می‌گوید: این ضرب‌المثل اشاره‌ی طنزآمیز به کاری دارد که برخلاف انتظار شخص پیش می‌رود. «خوش» خوانده شدن آخر «شاهنامه» حاوی نوعی نگاه کنایی به شکست ایرانیان از اعراب و پایان اقتدار سلسله‌ی ساسانیان با شکست و مرگ یزدگرد است. کتاب «شاهنامه آخرش خوش است» از باستانی پاریزی به همین موضوع اشاره دارد. محمد‌علی اسلامی ندوشن اعتقاد دارد که خوش بودن پایان «شاهنامه» مربوط به حمله‌ی اعراب و شکست ساسانیان نیست، بلکه به پیروزی نهایی پهلوانان ایرانی بر لشکر توران اشاره دارد.

محیط طباطبایی در کتاب «شاهنامه چگونه به پایان رسید» نظر دیگری هم در رابطه با این ضرب‌المثل دارد. در گذشته وقتی نقالان از خواندن یک دوره‌ی کامل «شاهنامه» فارغ می‌شدند، در مجلس نقل «شاهنامه» جشن کوچکی برپا می‌شد و خوش‌بودن در پایان مراسم شاهنامه‌خوانی را ریشه‌ی این ضرب‌المثل می‌داند.

افسانه هارپ و شایعات پیرامون آن

همه شما لابد کلمه "هارپ" به گوشتان خورده است. تکنولوژی و سلاح مخوفی که گفته می‌شود در اختیار دولت امریکاست. برنامه ی تحقیقاتی شفق قطبی فرکانس بالا،پروژه ای که قادر است مغز انسانهارا کنترل کند،در هر نقطه ای از زمین که آمریکا اراده کند زلزله و سونامی و طوفان ایجاد کند و بیرحمانه صدها دلفین را بکشد و البته بسیاری از امور دیگر.  نمونه این شایعه را اینجا ببینید.

 
10

اما هارپ واقعاً چیست؟ از جمعی از محققان ایرانی اخترفیزیک در دانشگاه بن/آلمان خواستیم تا در اینباره آگاهمان کنند، آنچه میخوانید مقاله این بزرگواران است:

 

پایه گذاری پروژه هارپ به زمان جنگ سرد و استفاده ی نیروهای آمریکایی و شوروی از زیردریایی ها بازمی‌گردد. زیردریایی هایی که هرچه پایینتر می‌رفتند، از دید دشمن مخفی‌تر می‌شدند و از طرفی ارتباط با محیط خارج به علت عمق زیاد،برای خود زیردریایی هم سخت تر می‌شد. طبق پیشنهاد فیزیکدانی به نام نیکولاس کیریستوفیلوس، با استفاده از امواجی با فرکانس بسیار پایین (امواج رادیویی) می‌شد با اشیای اعماق اقیانوسها بسیار راحتتر ارتباط برقرار کرد. همچنین در دهه ی هشتاد میلادی ثابت شد می‌توان از جت‌های الکترونی به عنوان آنتن مجازی برای ارتباط استفاده کرد. این دو ایده و تلاش برای دستیابی به آنها، آغازکننده ی طراحی و ساخت پروژه‌ی هارپ بودند. با اتمام جنگ سرد،دیگر نیازی به ارتباط زیردریایی ها احساس نمیشد و از هارپ برای انجام تحقیقات در لایه ی یونوسفر به عنوان آزمایشگاهی عالی برای آزمایش بر روی پلاسما استفاده شد.

هارپ شامل یک رصدخانه و 180 آنتن هرکدام به ارتفاع 22 متر است. نکته ی اول قابل توجه این است که هیچ چیز مخفیانه و دورافتاده ای به نام "هارپ" وجود ندارد. هارپ در تابستان هرسال برای مدت محدودی برای عموم قابل بازدید است و در سایر مواقع پذیرای دانشمندانی از سراسر دنیاست. همچنین دانشگاههای بسیاری مانند استنفورد، هاروارد، آلاسکا، پنسیلوانیا، کورنل و دیگر دانشگاه‌های مرتبط با این پروژه همکاری دارند و اساتید و دانشجویان متعددی به این پروژه کمک می‌کنند.

همچنین، ایستگاه های تحقیقاتی مشابهی در سراسر دنیا وجود دارند، مانند تشکیلات "سورا" در روسیه، "ایسکات" در نروژ، رصدخانه "آرسیبو" در پورتو ریکو و "هیپاس" در فیربنکس که توسط دانشگاه کالیفرنیا در لس آنجلس اداره میشود. تنها برتری هارپ نسبت به سایر این مراکز گستره ی امواج قابل استفاده در آن است که از بین 2.8 تا 10 مگاهرتز قابلیت تغییر دارد. این مقدار برای مثلا ایسکات 3.9 تا 8 مگاهرتز است.

متاسفانه (!) هارپ قادر به ایجاد تغییر در آب و هوای زمین نیست. فرکانس امواجی که هارپ تولید می‌کند،قابل جذب توسط تروپوسفر و استراتوسفر نیستند و فقط قابل جذب توسط یونوسفر، که در ارتفاعی بسیار بالاتر از آخرین لایه ی مربوط به تغییرات آب وهوا  قرار دارد،هستند. امران عنان،پروفسور دانشگاه استنفورد که گروه تحقیقاتی اش با هارپ همکاری میکنند در این باره می‌گوید : " مطلقا هیچ راهی وجود ندارد که ما بتوانیم سیستم آب و هوایی زمین را به هم بزنیم. با وجود اینکه انرژی ای که هارپ تولید میکند بسیار زیاد است،این انرژی حتی قابل قیاس با انرژی رعد و برقها نیس. و در هرثانیه 50-100رعدو برق اتفاق می افتد."

یونوسفر به طور روزانه توسط تابش خورشید به وجود می آید. در شب که سطح یونیزه شدن به شدت پایین می آید و تنها در ارتفاعاتی در حدود 350 کیلومتر یونها هنوز وجود دارند. در طول شب که یونوسفر در حداقل فعالیت خود است،هارپ قادر به ایجاد شفق های قطبی بسیار ضعیف است که به سختی با چشم غیرمسلح قابل رویت میباشند.و این نهایت قدرت هارپ است! آنتن های هارپ قادر به تولید امواج رادیویی با توان 3.6 میلیون وات هستند ،ولی شار این امواج در یونوسفر به 0.03 وات بر متر تقلیل می یابد که این مقدار صدها بار کمتر از انرژی ای است که یونوسفر از امواج خورشید دریافت میکند. به همین دلیل تاثیرات مصنوعی ایجاد شده توسط هارپ،در عرض تنها چند ثانیه توسط خورشید از بین میروند.

 

هدف فعلی هارپ چیست؟ سیگنالهای ارتباطی و مکان‌یابی برای طیف گسترده ای از اهداف نظامی و غیرنظامی به اتمسفر فرستاده می‌شوند. موشکها وابسته به مخابره ی پیامهای دیجیتالی هستند که میتوانند توسط علل مختلف طبیعی و مصنوعی تحت تاثیر قرار بگیرند یا حتی مختل شوند. سیستم جی.پی.اس و مخابرات رمزنگاری شده لازم است که در هر زمانی و تحت هر شرایط اتمسفری و الکترومغناطیسی کارایی خود را از دست ندهند. تحقیق بر روی این شرایط و چگونگی بهبود انتقال پیامها، دلیل اصلی سرمایه گذاری سازمانهایی مانند دارپا، نیروی هوایی ایالات متحده،نیروی دریایی و غیره در این پروژه  است.

تئوری توطئه‌ی دیگری در ارتباط با هارپ،نسبت دادن آن به زلزله است.در نوشته ها و فیلمهایی زیبا وجذابی که معمولا در این باره موجود است به برانگیختگی جو در هنگام زلزله اشاره میشود و آن را به هارپ نسبت میدهند. پدیده ی برانگیختگی جو پیش از وقوع زلزله یک پدیده ی علمی  اثبات شده است و دلیل آن آزاد شدن الکترونهای آزاد(یونها) موجود در سنگهای زمین بر اثر فشار زیاد و تخلیه ی آنها به فضای بیرون و برانگیخته کردن مولکولهای هوا است. اشاره به این نکته نیز بد نیست که ماکزیمم دامنه ی اندازه گیری شده امواج هارپ انعکاس یافته از یونوسفر به زمین در حدود یک میلیونیوم انرژی پس زمینه ی طبیعی زمین است.

 

پس دلیل این همه شایعه و تئوری های مختلف چیست؟ پروژه ی هارپ به صورت مستقیم زیر نظر نیروی دریایی به کار خود ادامه میدهد و هرچیزی که ارتش ، نیروی دریایی، نیروی هوایی و به طور کلی هر سازمان نظامی ای در آن دست داشته باشند؛ پیشاپیش محکوم به سقوط به اعماق دره ی شایعات بی پایان عوام است. بنابراین بدون در نظر گرفتن اینکه هارپ پروژه ای برای تحقیق بر روی یونوسفر باشد یا تنها در کار تولید اردک های پلاستیکی برای حمام،سرنوشت تلخی برای آن از قبل معلوم بود.

اما دلیل دومی نیز برای این همه شایعه وجود دارد؛ فیزیکدانی به نام دکتر برنارد ایستلاند. این داستان به اوایل  زمانهای اولیه ی ساخت هارپ باز میگردد،زمانی که شرکت "آرکو" برنده ی ساخت تشکیلات هارپ در آلاسکا شد و دکتر ایستلاند یکی از کارکنان این شرکت بود. دکتر ایستلاند در سال های دهه ی هشتاد،یک سری اختراع های  احمقانه  در رابطه با کاربردهای یونوسفر،که یکی از آنها "ابزار و شیوه ها برای ایجاد تغییرات در اتمسفر،یونوسفر و مگنتوسفر"  را به ثبت رساند و پس از ساخته شدن هارپ،مدعی شد که این پروژه با استفاده از ایده های او ایجاد شده است و افکار او را دزدیده اند.او مدعی بود که پروژه ی هارپ مانندی می‌تواند با تبدیل گازطبیعی موجود در آلاسکا به امواج مایکروویو و متلاشی کردن موشکهای شوروی،به عنوان سپری دفاعی مورد استفاده قرار بگیرد!! ایده های او توسط گروه مشاوره ی دفاعی مورد بررسی قرار گرفت و با عنوان "ابلهانه" ،منتفی اعلام شدند. ایستلاند به علت ایده ها و نظرات افراطی خود از شرکت آرکو کنار گذاشته شد.

یکی از پرشورترین معترضان هارپ، نیک بگیچ، پسر عضو سابق کنگره است. او با نام "دکتر نیک بگیچ" مطلب مینویسد در حالیکه مدرک دکترای او در پزشکی سنتی است و توسط پست از دانشگاهی غیرمعتبر از هند به او رسیده است و شامل هیچ درس گذرانده ای نیست. بگیچ مدعی تعدادی از روش های انرژی درمانی نوین که خود اختراع کرده،است. کتابهای او سرآغاز بسیاری از شایعات مربوط به هارپ است و ایده ی کنترل ذهن اولین بار توسط او منتشر شد.

درباره وبلاگ

مدیر وبلاگ : حامد

آخرین پست ها

جستجو

نظرسنجی

  • مطالب وبلاگ چطوره ؟





نویسندگان